دعایت میکنم

دعا می کنم که هیچگاه چشمهای زیبای تو رادر انحصار قطره های اشک نبینم

دعا می کنم که لبانت را فقط در غنچه های لبخند ببینم

دعا می کنم دستانت که وسعت آسمان و پاکی دریا و بوی بهار را دارد

همیشه از حرارت عشق گرم باشد

 

من برایت دعا می کنم که گل های وجود نازنینت هیچگاه پژمرده نشوند

برای شاپرک های باغچه ی خانه ات دعا می کنم

که بال هایشان هرگز محتاج مرهم نباشند

من برای خورشید آسمان زندگیت دعا می کنم که هیچگاه غروب نکند

/ 171 نظر / 21 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ویرانهـ مــن

ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﻧﺒﺨﺸﯿﺪ ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ، ﮐﻪ ﺑﺎﺭﻫﺎ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﺨﺸﯿﺪﯼ ﻭ ﻧﻔﻬﻤــــــــــﯿﺪ ، ﺗﺎ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺭ ﺩﺭ ﺁﺭﺯﻭﯼ ﺑﺨﺸﺶ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﺪ ! ﮔﺎﻫﯽ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺻﺒـــﺮ ﮐﺮﺩ ... ﺑﺎﯾﺪ ﺭﻫﺎ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺭﻓﺖ ﺗﺎ ﺑﺪﺍﻧﻨﺪ ، ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﻣﺎﻧﺪﯼ ، ﺭﻓﺘﻦ ﺭﺍ ﺑﻠــــــﺪ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﯼ ! ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺮ ﺳﺮﮐﺎﺭﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ، ﺑﺮﺍﯼ ﺩﯾﮕــــــــــﺮﺍﻥ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻣﯿﺪﻫﯽ ، ﺑﺎﯾﺪ ﻣﻨــــﺖ ﮔﺬﺍﺷﺖ ... ﺗﺎ ﺁﻥ ﺭﺍ ﮐﻢ ﺍﻫﻤﯿﺖ ﻧﺪﺍﻧﻨــــﺪ ! ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺪ ﺑﻮﺩ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺴﯽ ، ﮐﻪ ﻓﺮﻕ ﺧﻮﺏ ﺑﻮﺩﻧﺖ ﺭﺍ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﺪ ! ﻭ ﮔﺎﻫﯽ ... ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﺁﺩﻣﻬﺎ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻥ ﺭﺍ ﻣﺘﺬﮐﺮ ﺷﺪ ! ﺁﺩﻣﻬﺎ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻧﻤﯽ ﻣﺎﻧﻨﺪ ... ﯾﮑﺠﺎ ﺩﺭ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ... ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻣﯽ ﺭﻭﻧـــﺪ برای همیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــشه

دانیال

بخشیدمت امــــا...... بعد از مرگـــم همه چیز را درباره "تــــو" با خــدا خواهم گفت !!! بابا با مرام ما که لینکت کردیم [خواب][ماچ][گاوچران][تایید][ابرو]تو هم به ما سر بزن

دانیال

بخشیدمت امــــا...... بعد از مرگـــم همه چیز را درباره "تــــو" با خــدا خواهم گفت !!! بابا با مرام ما که لینکت کردیم [خواب][ماچ][گاوچران][تایید][ابرو]تو هم به ما سر بزن

✦فاطی✦(یک دفتر تنهایی)

گاهی دلت میخواد همه بغضهات از تو نگاهت خونده بشه !!! وقتی که جسارت گفتن کلمه ی رو نداری ... اما یه نگاه گنگ تحویل میگیری و یه جمله مثل ... چیزی شده ؟؟؟ اونجاست که بغضتو با لیوان سکوتت سر میکشی و با لبخند میگی : "نه هیچی"

✦فاطی✦(یک دفتر تنهایی)

به همه می خندی با همه دست میدی دستتو می گیرم دستمو پس میدی اما دوست دارم اما دوست دارم دستشو می گیری عشق دوم میشم اما دوست دارم اما دوست دارم

✦فاطی✦(یک دفتر تنهایی)

خیره است پشت پنجره چشمان لعنتی بر سنگ فرشهای خیابان لعنتی "تعبیر رفت یار سفر کرده میرسد" خون شد دلم به وعده دیوان لعنتی دلتنگ تر ازین به خدا غیر ممکن است دیوانه ام نکن نم باران لعنتی من با خیال او شب شعری گرفته ام اینقدر در نزن!برو مهمان لعنتی من لرز کرده ام،تو چرا گیج میروی؟! چایی نریز از سر فنجان لعنتی! گویا صدای پای کسی میرسد به گوش در های و هوی گنگ درختان لعنتی... * * * مردی کنار پنجره هی سوت میزند... لعنت به خلوتت،شب تهران لعنتی...

✦فاطی✦(یک دفتر تنهایی)

خیره است پشت پنجره چشمان لعنتی بر سنگ فرشهای خیابان لعنتی "تعبیر رفت یار سفر کرده میرسد" خون شد دلم به وعده دیوان لعنتی دلتنگ تر ازین به خدا غیر ممکن است دیوانه ام نکن نم باران لعنتی من با خیال او شب شعری گرفته ام اینقدر در نزن!برو مهمان لعنتی من لرز کرده ام،تو چرا گیج میروی؟! چایی نریز از سر فنجان لعنتی! گویا صدای پای کسی میرسد به گوش در های و هوی گنگ درختان لعنتی... * * * مردی کنار پنجره هی سوت میزند... لعنت به خلوتت،شب تهران لعنتی...

فاطی

فَقَط تُــــ♥ــو آغــــــوُشـــِ خــُــودَمــ دَغدَغه هـــآ تـو جــآ بـــِذآر بـــه پـــآیــِـــ عــِـ♥ـــشقــِ مــَن بــِـمـون هیـــچ کــَــسُ جـــایــ مــَن نـــیار!

d0khi ravani

آدماي دلتنگ ... وقتي بهشون خيـلـي خوش ميگذره و ميخندند ؛ يهو سرشونو بر ميگردونند اونوري ؛ يكم ثابت ميشـن ، يواش يواش چشماشون پر از اشـــــك ميـشه ...!!

دختــــــــــــــری

درود! وبلاگ قشنگی دارین! من تازه شروع به کار کردم! خوشحال میشم با لینک کردن کمکم کنید! اگه لینک کردین خبر بدین منم لینک کنم!!!! [گل]